زمان تقریبی مطالعه: 17 دقیقه
 

توکل قرآنی






‌توکّل، اصطلاحی دینی و عرفانی و اخلاقی می‌باشد.


۱ - معنای توکل



توکل در لغت به معنای «اظهار عجز در کاری و اعتماد کردن به دیگری» است و در اصطلاح و اختصاصاً وقتی «دیگری» خدا باشد، اطمینان به خدا و یأس از مردم و تسلیم خدا بودن و تنها به او اعتماد کردن است
[۱] اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح فی اللغة والعلوم،ذیل «وکل» چاپ ندیم مرعشلی و اسامه مرعشلی، بیروت ۱۹۷۴.
[۲] ابن فارس، ذیل «وکل».
[۳] محمد بن محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، ذیل «وکل»، چاپ سنگی مصر ۱۳۰۶ـ۱۳۰۷/ ۱۸۸۸ـ۱۸۹۰.
[۴] عبدالرحیم بن عبدالکریم صفی پوری، منتهی الارب فی لغة العرب، ذیل «وکل»، چاپ سنگی تهران ۱۲۹۷ـ ۱۲۹۸، چاپ افست ۱۳۷۷.
[۵] بطرس بستانی، محیط المحیط: قاموس مطوّل للّغة العربیّة، ذیل «وکل»، بیروت ۱۹۸۷.
بر این اساس، متوکل کسی است که می‌داند خدا رزق و امر او را کفالت می‌کند و ازاین‌رو فقط به او متکی است و امید به غیر او ندارد.
[۶] ابن منظور،لسان العرب، ذیل «وکل».


۲ - توکل در قرآن و تفاسیر



مصدر توکل در قرآن نیامده، اما مشتقات و واژه‌های هم ریشه با آن هفتاد بار، مرتبط با مضامین گوناگون، به کار رفته است. نسبت میان توکل و ایمان را می‌توان مهمترین مضمونی دانست که در قرآن درباره توکل آمده است. تکرار عبارت «و عَلی اللّهِ فَلْیَتَوَکَلِ المُؤمنون» در سوره‌های متعدد قرآن حاکی از اهمیت این نسبت است. گذشته از این عبارت، که بصراحت توکل را لازمه ایمان می‌شمارد، آیات متعدد دیگری نیز بر این مطلب دلالت دارد و از ایمان و توکل در کنار هم سخن می‌گوید. در قرآن توکل و تقوا در کنار هم به کار رفته است. و از صبر نیز همراه با توکل یاد شده است. بر این اساس، توجه به مفاهیم ایمان و تقوا و صبر در درک عمیق‌تر مفهوم قرآنی توکل اهمیت دارد.

۳ - متوکل بودن انبیا



از مضامین جالب توجه در آیات مرتبط با توکل، متوکل بودن پیامبران الاهی است؛ همچنانکه نوح و هود و شعیب علیهم‌السلام به قوم خویش می‌گویند که به خداوند توکل کرده اند و ابراهیم علیه‌السلام نیز به خداوند می‌گوید: «ربَّنا عَلَیکَ تَوَکَّلْنا». پیروان شُعَیب هم خطاب به کافران قوم می‌گویند که بر خدا توکل کرده اند.

۴ - واژه‌های هم‌ریشه توکل



از واژه‌های هم ریشه با توکل که در قرآن مکرر به کار رفته، «وکیل» است. این واژه در قرآن کاربردهای متفاوتی دارد: به معنای «گواه» و «شاهد» در باره پیامبر اسلام صلی اللّه علیه وآله وسلم، آنجا که خداوند خطاب به او می‌گوید که تو وکیل (گماشته و مسلط) بر مردم برای هدایت آن‌ها نیستی و رسالت تو فقط ابلاغ پیام است. و درباره خداوند که وکیلِ (حافظ) وحی در قلب پیامبر
[۳۹] طبرسی،تفسیر مجمع البیان ج ۶، ص ۶۷۶
وکیلِ (حافظ و حامی) بندگان در مقابل شیطان
[۴۱] طبرسی،تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۶۵۸.
[۴۲] طباطبائی، ج۱۳، ص۱۴۷.
و یگانه وکیلِ کارسازی است که می‌توان همه امور خویش را به او واگذارد، به او اعتماد کامل کرد و او را در تدبیر و کفالت کار خویش کافی دانست. بر این اساس، وکیل از اسماءاللّه به شمار می‌آید و همین کاربرد اخیر است که آن را با معنای اصطلاحی توکل پیوند می‌دهد.
[۵۳] حبیش بن ابراهیم تفلیسی، وجوه قرآن، ج۱، ص۳۰۸ـ۳۰۹، چاپ مهدی محقق، تهران (۱۳۴۰ ش).


۵ - تفاسیر مختلف در معنای توکل



در تفسیر آیات مرتبط با توکل، مفسران معانی چندی برای توکل ذکر کرده و مطالبی در شرح آن آورده اند.

۵.۱ - معنای توکل توکل از نظر طبری و شیخ طوسی


طبری در امور به خدا اعتماد کردن،
[۵۴] طبری، جامع، ج۹، ص۳.
امر خود را به او واگذاردن و به قضای او راضی بودن
[۵۵] طبری، جامع، ج۱۰، ص۱۶.
و منقاد و تسلیم او بودن
[۵۶] طبری، جامع، ج۱۹، ص۱۸.
را در معنای توکل آورده است. شیخ طوسی توکل به خداوند را تفویض امر به او بر اساس اطمینان به حسن تدبیرش،
[۵۸] طوسی،التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۳۳۰.
تسلیم بودن به امر خدا همراه با اطمینان و رضایت، اعتماد به تفضل خدا و حسن تدبیر او معنی می‌کند و در جایی آن را با اطاعت از اوامر خدا پیوند می‌دهد. او توکل را از صفات مؤمنان می‌شمارد و در موضعی آن را واجب می‌انگارد.

۵.۲ - معنای توکل از نظر زمخشری و فخر رازی و رشید رضا


به گفته زمخشری توکل، به معنای امور را فقط به خدا تفویض کردن و فقط از او ترسیدن و به او امید داشتن است.
[۶۴] زمخشری، ج۲، ص۱۹۶.
و شرط آن، سالم و خالص کردن نفس برای خداست.
[۶۵] زمخشری، ج۲، ص۳۶۴.
طبرسی توکل را تفویض امور به خدا، خرسندی از تقدیر او، و اعتماد به او و حسن تدبیرش،
[۶۶] طبرسی،تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۵۰ .
[۶۷] طبرسی،تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۵۲.
[۶۸] طبرسی،تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۶۰ـ۴۶۱.
[۶۹] طبرسی،تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۹۵.
تسلیم امر خدا بودن و به فعل و حکمش رضایت دادن
[۷۰] طبرسی،تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۸۴۶.
[۷۱] طبرسی،تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۴۵۰.
و اِسناد امور به خدا
[۷۲] طبرسی،تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۱۹۳.
معنی کرده و حقیقت توکل را تمسک به طاعت خدا و ترک معصیت او
[۷۳] طبرسی،تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۲۵۹.
[۷۴] طبرسی،تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۲۸۷.
دانسته است. به نظر فخررازی، توکل به خداوند آخرین درجه سیر الی اللّه است
[۷۵] محمد بن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر، ج۱۸، ص۸۲، قاهره (بی تا)، چاپ افست تهران (بی تا).
و عبارت است از تسلیم بودن به امر خدا و اعتماد کردن به فضل او،
[۷۶] محمد بن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر، ج۱۵، ص۱۷۷، قاهره (بی تا)، چاپ افست تهران (بی تا).
تفویض همه امور به خدا و اعتماد به او در همه احوال می‌باشد.
[۷۷] محمد بن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر، ج۱۷، ص۱۴۶، قاهره (بی تا)، چاپ افست تهران (بی تا).
[۷۸] محمد بن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر، ج۲۴، ص۱۷۳، قاهره (بی تا)، چاپ افست تهران (بی تا).
او در تفسیر آیه ۱۵۹ سوره آل عمران می‌گوید که امر به مشاوره با امر به توکل منافاتی ندارد؛ توکل آن است که انسان اسباب ظاهری را رعایت کند، اما قلباً به این اسباب تکیه نکند و تنها به ریسمان حق چنگ زند.
[۷۹] محمد بن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر، ج۹، ص۶۸، قاهره (بی تا)، چاپ افست تهران (بی تا).
او در تفسیر عبارت «و علی اللّه فلیتوکّلِ المؤمنون» هم می‌گوید که مؤمنان همواره مطیع خدایند و در اقامه طاعات الاهی از هیچ‌کس نمی‌ترسند.
[۸۰] محمد بن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر، ج۱۱، ص۱۸۲، قاهره (بی تا)، چاپ افست تهران (بی تا).
به نظر رشیدرضا، توکل همراه با رعایت اسباب است و ترک اسباب به بهانه توکل برخاسته از جهل به شرع یا فساد در عقل است. بنا به استدلال او، توکل که امری قلبی است و عمل به اسباب ــ که به واسطه اعضا و جوارح است و انسان به مقتضای فطرت الاهی خویش مأمور به انجام دادن آن است ــ دو امر وجوبی‌اند که میانشان جدایی نیست.
[۸۱] محمد رشیدرضا، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر بتفسیر المنار، ج۴، ص۲۰۷ـ ۲۰۸، (تقریرات درس) شیخ محمد عبده، مصر، ج ۴، ۱۳۷۳، ج ۹، ۱۳۶۷، ج ۱۰، ۱۳۶۹.
[۸۲] محمد رشیدرضا، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر بتفسیر المنار، ج۹، ص۵۹۳، (تقریرات درس) شیخ محمد عبده، مصر، ج ۴، ۱۳۷۳، ج ۹، ۱۳۶۷، ج ۱۰، ۱۳۶۹.
[۸۳] محمد رشیدرضا، ج۱۰، ص۳۶، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر بتفسیر المنار، (تقریرات درس) شیخ محمد عبده، مصر، ج ۴، ۱۳۷۳، ج ۹، ۱۳۶۷، ج ۱۰، ۱۳۶۹.
[۸۴] محمد رشیدرضا، ج۱۰، ص۱۵۱-۱۵۳، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر بتفسیر المنار، (تقریرات درس) شیخ محمد عبده، مصر، ج ۴، ۱۳۷۳، ج ۹، ۱۳۶۷، ج ۱۰، ۱۳۶۹.
طباطبائی توکل را واگذاردن تدبیر خود به خدا، مشیت او را پذیرفتن و او را وکیل خود کردن در تدبیر امور
[۸۵] طباطبائی، ج۱۹، ص۲۳۲.
معنی می‌کند و لازمه آن را برتری دادن اراده خدا بر اراده خود و عمل به احکام او می‌داند.
[۸۶] طباطبائی، ج۱۹، ص۳۱۴.
به نظر او نیز توکل به معنای الغای اسباب ظاهری نیست، بلکه سلب اعتماد از این اسباب و اعتماد کردن به خداوند است که همه اسباب به مشیت اوست.
[۸۷] طباطبائی، ج۹، ص۱۱۷.


۵.۳ - توکل در نگاه امام خمینی


امام‌ خمینی با استناد به آیات الهی و روایات، اهمیت و ثمره توکل را بی‌نیازی و عزت‌نفس می‌شمارد، زیرا وقتی متوکل چشم طمع از مخلوق فرو ببندد و به ذات مقدس حق دلبستگی پیدا کند، بی‌نیازی و عزت در دل او جای می‌گیرد. امام‌ خمینی باتوجه‌به آیه «علی ربهم یتوکلون» یکی از اوصاف مؤمنین را توکل می‌داند که به پروردگار خود اعتماد و توکل می‌کند و کارهای خود را به او واگذار می‌کند. به اعتقاد امام‌ خمینی توکل به‌ یقین منتهی می‌شود و ثمره یقین، توحید افعالی است، یعنی سالک غیر از حق‌تعالی، مؤثری در عالم نمی‌بیند. امام‌ خمینی تحقق ثمرات توکل را از نشانه‌های حصول نور توکل می‌داند. امام‌ خمینی دلیل اینکه چرا بعضی از سالکان با وجود علم به ارکان توکل، از علم خود نتیجه عملی نمی‌گیرند را نداشتن ایمان حقیقی می‌داند. امام‌ خمینی آیه «فاذا عزمت فتوکل علی‌الله» را بالاترین مرتبه توکل می‌داند که برای سالک پس‌ از مقام فنای کلی و رجوع به مملکت خود، بقا بعد از فنا دست می‌دهد. سالک در این مقام درعین‌حال که در کثرت واقع است، در توحید جمع مستغرق است و درعین‌حال که تصرفات موجودات را تفصیلاً می‌بیند جز حق‌تعالی موجودی را متصرف نمی‌بیند. امام‌ خمینی میان توکل و استفاده از اسباب، ناسازگاری قائل نیست و توکل را تنها ترک اعتماد و توجه به اسباب معرفی می‌کند. امام‌ خمینی توصیه برخی عارفان به ترک اسباب را ناشی از نقصان سالک و جهل او به مقام توحید و توکل می‌داند؛ زیرا حقیقت توحید برگرداندن همه اسباب و تصرفات به‌ حق‌تعالی است و سالک باید همه این اسباب را از جانب حق بداند و به اسباب ظاهری تکیه نکند و این به معنای ترک عمل نیست.
[۹۵] خمینی، روح الله، دانشنامه امام خمینی، ج۳، ص۵۹۳، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۰۰.


۶ - توکل در تفاسیر عرفانی



در تفاسیر عرفانی قرآن به موضوع توکل توجهی خاص شده است، از جمله میبدی در کشف الاسرار و عدة الابرار حقیقت توکل را رضا و تسلیم به قضا و قدر می‌داند و می‌گوید توکل شرط ایمان
[۹۶] احمد بن محمد میبدی، کشف الاسرار و عدة الابرار،ج۸،ص۱۲-۱۳، چاپ علی اصغر حکمت، تهران ۱۳۶۱ ش.
و نشان یقین و ثمره توحید است
[۹۷] احمد بن محمد میبدی، کشف الاسرار و عدة الابرار،ج ۵، ص ۲۴۵، چاپ علی اصغر حکمت، تهران ۱۳۶۱ ش.
او برای توکل دو درجه ذکر می‌کند: توکل عام و توکل خاص که از آنِ راضیان است
[۹۸] احمد بن محمد میبدی، کشف الاسرار و عدة الابرار،ج ۵، ص ۲۴۵ـ ۲۴۷، چاپ علی اصغر حکمت، تهران ۱۳۶۱ ش.
در بیان السعادة فی مقامات العبادة
[۹۹] سلطانمحمد بن حیدر سلطان‌علی‌شاه، بیان السعادة فی مقامات العبادة، ج۱، ص۳۱۰، تهران ۱۳۴۴ ش.
توکل مفهومی نزدیک به مفاهیم تسلیم و تفویض دانسته شده و آمده است که این سه مفهوم به معنای یکدیگر به کار می‌روند و فرق آن‌ها بسیار دقیق است.

۷ - فهرست منابع



(۱) قرآن.
(۲) ابن فارس.
(۳) ابن منظور،لسان العرب .
(۴) بطرس بستانی، محیط المحیط: قاموس مطوّل للّغة العربیّة، بیروت ۱۹۸۷.
(۵) حبیش بن ابراهیم تفلیسی، وجوه قرآن، چاپ مهدی محقق، تهران (۱۳۴۰ ش).
(۶) اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح فی اللغة والعلوم، چاپ ندیم مرعشلی و اسامة مرعشلی، بیروت ۱۹۷۴.
(۷) محمد رشیدرضا، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر بتفسیر المنار، (تقریرات درس) شیخ محمد عبده، مصر، ج ۴، ۱۳۷۳، ج ۹، ۱۳۶۷، ج ۱، ۱۳۶۹.
(۸) زمخشری.
(۹) سلطان محمد بن حیدر سلطان‌علی‌شاه، بیان السعادة فی مقامات العبادة، تهران ۱۳۴۴ ش.
(۱۰) عبدالرحیم بن عبدالکریم صفی پوری، منتهی الارب فی لغة العرب، چاپ سنگی تهران ۱۲۹۷ـ ۱۲۹۸، چاپ افست ۱۳۷۷.
(۱۱) طباطبائی.
(۱۲) طبرسی،تفسیر مجمع البیان .
(۱۳) طبری، جامع.
(۱۴) طوسی،التبیان فی تفسیر القرآن .
(۱۵) محمد بن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر، قاهره (بی تا)، چاپ افست تهران (بی تا).
(۱۶) محمد بن محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، چاپ سنگی مصر ۱۳۰۶ـ۱۳۰۷/ ۱۸۸۸ـ۱۸۹۰.
(۱۷) احمد بن محمد میبدی، کشف الاسرار و عدة الابرار، چاپ علی اصغر حکمت، تهران ۱۳۶۱ ش.

۸ - پانویس


 
۱. اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح فی اللغة والعلوم،ذیل «وکل» چاپ ندیم مرعشلی و اسامه مرعشلی، بیروت ۱۹۷۴.
۲. ابن فارس، ذیل «وکل».
۳. محمد بن محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، ذیل «وکل»، چاپ سنگی مصر ۱۳۰۶ـ۱۳۰۷/ ۱۸۸۸ـ۱۸۹۰.
۴. عبدالرحیم بن عبدالکریم صفی پوری، منتهی الارب فی لغة العرب، ذیل «وکل»، چاپ سنگی تهران ۱۲۹۷ـ ۱۲۹۸، چاپ افست ۱۳۷۷.
۵. بطرس بستانی، محیط المحیط: قاموس مطوّل للّغة العربیّة، ذیل «وکل»، بیروت ۱۹۸۷.
۶. ابن منظور،لسان العرب، ذیل «وکل».
۷. آل عمران/سوره۳، آیه۱۲۲.    
۸. آل عمران/سوره۳، آیه۱۶۰.    
۹. مائده/سوره۵، آیه۱۱.    
۱۰. توبه/سوره۹، آیه۵۱.    
۱۱. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۱۱.    
۱۲. تغابن/سوره۶۴، آیه۱۳.    
۱۳. مجادله /سوره۵۸، آیه۱۰.    
۱۴. ملک/سوره۶۷، آیه۲۹.    
۱۵. یونس/سوره۱۰، آیه۸۴.    
۱۶. مائده/سوره۵، آیه۲۳.    
۱۷. شوری/سوره۴۲، آیه۳۶.    
۱۸. نحل/سوره۱۶، آیه۹۹.    
۱۹. انفال/سوره۸، آیه۲.    
۲۰. طلاق/سوره۶۵، آیه۲.    
۲۱. طلاق /سوره۶۵، آیه۳.    
۲۲. نحل/سوره۱۶، آیه۴۲.    
۲۳. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۵۹.    
۲۴. یونس/سوره۱۰، آیه۷۱.    
۲۵. هود/سوره۱۱، آیه۵۶.    
۲۶. هود/سوره۱۱، آیه۸۸.    
۲۷. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۴.    
۲۸. اعراف/سوره۷، آیه۸۹.    
۲۹. یوسف/سوره۱۲، آیه۶۶.    
۳۰. قصص/سوره۲۸، آیه۲۸.    
۳۱. شوری/سوره۴۲، آیه۶.    
۳۲. اسراء/سوره۱۷، آیه۵۴.    
۳۳. یونس/سوره۱۰، آیه۱۰۸.    
۳۴. انعام/سوره۶، آیه۶۶.    
۳۵. انعام/سوره۶، آیه۱۰۷.    
۳۶. زمر/سوره۳۹، آیه۴۱.    
۳۷. فرقان/سوره۲۵، آیه۴۳.    
۳۸. اسراء/سوره۱۷، آیه۸۶.    
۳۹. طبرسی،تفسیر مجمع البیان ج ۶، ص ۶۷۶
۴۰. اسراء/سوره۱۷، آیه۶۵.    
۴۱. طبرسی،تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۶۵۸.
۴۲. طباطبائی، ج۱۳، ص۱۴۷.
۴۳. نساء/سوره۴،آیه۱۰۹    
۴۴. اسراء/سوره۱۷، آیه۶۸.    
۴۵. احزاب/سوره۳۳،آیه۳    
۴۶. احزاب/سوره۳۳،آیه۴۸    
۴۷. آل عمران/سوره۳،آیه۱۷۳    
۴۸. نساء/سوره۴،آیه۸۱    
۴۹. نساء/سوره۴،آیه۱۳۲    
۵۰. نساء/سوره۴،آیه۱۷۱    
۵۱. اسراء/سوره۱۷،آیه۲    
۵۲. مزمل/سوره۷۳،آیه۹    
۵۳. حبیش بن ابراهیم تفلیسی، وجوه قرآن، ج۱، ص۳۰۸ـ۳۰۹، چاپ مهدی محقق، تهران (۱۳۴۰ ش).
۵۴. طبری، جامع، ج۹، ص۳.
۵۵. طبری، جامع، ج۱۰، ص۱۶.
۵۶. طبری، جامع، ج۱۹، ص۱۸.
۵۷. طوسی،التبیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۳۲.    
۵۸. طوسی،التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۳۳۰.
۵۹. طوسی،التبیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۳۶.    
۶۰. طوسی،التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۷۲.    
۶۱. طوسی،التبیان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۱    .
۶۲. طوسی،التبیان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۶۷.    
۶۳. طوسی،التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۱۶۸.    
۶۴. زمخشری، ج۲، ص۱۹۶.
۶۵. زمخشری، ج۲، ص۳۶۴.
۶۶. طبرسی،تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۵۰ .
۶۷. طبرسی،تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۵۲.
۶۸. طبرسی،تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۶۰ـ۴۶۱.
۶۹. طبرسی،تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۹۵.
۷۰. طبرسی،تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۸۴۶.
۷۱. طبرسی،تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۴۵۰.
۷۲. طبرسی،تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۱۹۳.
۷۳. طبرسی،تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۲۵۹.
۷۴. طبرسی،تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۲۸۷.
۷۵. محمد بن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر، ج۱۸، ص۸۲، قاهره (بی تا)، چاپ افست تهران (بی تا).
۷۶. محمد بن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر، ج۱۵، ص۱۷۷، قاهره (بی تا)، چاپ افست تهران (بی تا).
۷۷. محمد بن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر، ج۱۷، ص۱۴۶، قاهره (بی تا)، چاپ افست تهران (بی تا).
۷۸. محمد بن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر، ج۲۴، ص۱۷۳، قاهره (بی تا)، چاپ افست تهران (بی تا).
۷۹. محمد بن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر، ج۹، ص۶۸، قاهره (بی تا)، چاپ افست تهران (بی تا).
۸۰. محمد بن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر، ج۱۱، ص۱۸۲، قاهره (بی تا)، چاپ افست تهران (بی تا).
۸۱. محمد رشیدرضا، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر بتفسیر المنار، ج۴، ص۲۰۷ـ ۲۰۸، (تقریرات درس) شیخ محمد عبده، مصر، ج ۴، ۱۳۷۳، ج ۹، ۱۳۶۷، ج ۱۰، ۱۳۶۹.
۸۲. محمد رشیدرضا، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر بتفسیر المنار، ج۹، ص۵۹۳، (تقریرات درس) شیخ محمد عبده، مصر، ج ۴، ۱۳۷۳، ج ۹، ۱۳۶۷، ج ۱۰، ۱۳۶۹.
۸۳. محمد رشیدرضا، ج۱۰، ص۳۶، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر بتفسیر المنار، (تقریرات درس) شیخ محمد عبده، مصر، ج ۴، ۱۳۷۳، ج ۹، ۱۳۶۷، ج ۱۰، ۱۳۶۹.
۸۴. محمد رشیدرضا، ج۱۰، ص۱۵۱-۱۵۳، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر بتفسیر المنار، (تقریرات درس) شیخ محمد عبده، مصر، ج ۴، ۱۳۷۳، ج ۹، ۱۳۶۷، ج ۱۰، ۱۳۶۹.
۸۵. طباطبائی، ج۱۹، ص۲۳۲.
۸۶. طباطبائی، ج۱۹، ص۳۱۴.
۸۷. طباطبائی، ج۹، ص۱۱۷.
۸۸. خمینی، روح الله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۲۱۹-۲۲۰، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۲.    
۸۹. خمینی، روح الله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۲۱۷-۲۱۹، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۲.    
۹۰. خمینی، روح الله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۲۲۳، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۲.    
۹۱. خمینی، روح الله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۹۵، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۲.    
۹۲. خمینی، روح الله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۹۴-۵۹، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۲.    
۹۳. خمینی، روح الله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۲۱۷-۲۱۹، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۲.    
۹۴. خمینی، روح الله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۲۱۳-۲۱۴، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۲.    
۹۵. خمینی، روح الله، دانشنامه امام خمینی، ج۳، ص۵۹۳، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۰۰.
۹۶. احمد بن محمد میبدی، کشف الاسرار و عدة الابرار،ج۸،ص۱۲-۱۳، چاپ علی اصغر حکمت، تهران ۱۳۶۱ ش.
۹۷. احمد بن محمد میبدی، کشف الاسرار و عدة الابرار،ج ۵، ص ۲۴۵، چاپ علی اصغر حکمت، تهران ۱۳۶۱ ش.
۹۸. احمد بن محمد میبدی، کشف الاسرار و عدة الابرار،ج ۵، ص ۲۴۵ـ ۲۴۷، چاپ علی اصغر حکمت، تهران ۱۳۶۱ ش.
۹۹. سلطانمحمد بن حیدر سلطان‌علی‌شاه، بیان السعادة فی مقامات العبادة، ج۱، ص۳۱۰، تهران ۱۳۴۴ ش.


۹ - منبع



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «توکل قرآنی»، شماره۴۰۶۲.    
• دانشنامه امام خمینی، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۰۰ شمسی.






آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.